ˈ کربلا آمده بود بلکه کاری بکند / ولی از آن همه عشق روضه اینجا برپاست "  این بخشی از  اشعار عاشورایی ابوالقاسم حسینجانی است و هر محرم فرصتی برای شنیدن روایت واقعه عاشورا و چرایی اش از زبان این پژوهشگر دینی  است .

 " هیهات من الذله !!!"

ابوالقاسم حسینجانی شاعر و پژوهشگر دینی زندگی عزتمند را فلسفه اصلی عاشورا می داند .

این محقق با تاکید بر این که باید به کربلا و عاشورا به صورت یک جریان تاریخی نگریست و آن را مورد بررسی قرار داد ، تصریح کرد : قصد حسین (ع) در کربلا جنگ و از بین بردن جاهل نبود بلکه او می خواست جهل را از بین ببرد و جامعه را پاکسازی کند .

این پژوهشگر دینی با اشاره به این که در قران عمل صالح در کنار ایمان می آید تصریح کرد : موضع گیری حسین (ع)تعریف عینی و کاربردی عمل صالح است .

* عاشورا مدیریت بحران

به گفته وی کربلا و عاشورا ، کارگاه عملیاتی است که جهان بینی استراتژیک قرآن و نهج البلاغه و حرکتهای انبیاء در آن پیاده سازی می شود .

وی اضافه می کند : عاشورا چالشی است که امام حسین (ع) به نحو کاملا آرام با جهان بینی خدایی آنرا مدیریت می کند تا از دل آن انسان را به چاره اندیشی برساند .

وی تاکید می کند از این دیدگاه جهان و انسان به حسین (ع) و مدیریتی که ایشان در بحران نشان می دهد نیاز دارد .

حسینجانی خاطرنشان می کند : از دل ایمان باید عمل شایسته و بجا بیرون بیاید .

وی یادآور شد : حسین در روز هشتم ماه ذی الحجه از مکه بیرون رفت ، چرا که حاکمیت غلط بود و او باید به کار اصلی اش یعنی اصلاح حاکمیت می پرداخت نه ماندن .

* فلسفه عاشورا فلسفه زندگی است

این عاشوراپژوه می افزاید : وقتی موضع گیری ما درست نیست تبدیل به ابزار می شویم و آن وقت دیگر انسان نیستیم چرا که تعریف زندگی انسان فقط حرکت و خوردن نیست .

حسینجانی خاطرنشان کرد : مولا حسین (ع) نشان داد که زندگی تصمیم است .

وی افزود : ابا عبدالله در کربلا به ما آموخت که جامعه را باید نجات داد و بر ما است جهت گیری کلی کربلا و عاشورا را بشناسیم و به صورت جریان تاریخی بررسی کنیم .

* حسین اهل مکالمه بود نه جنگ

این محقق دینی متذکر می شود که حسین گرچه در کربلا شجاعانه در مقابل ظلم ایستاد و شهید شد اما آغاز کننده جنگ نبود .

وی یادآور شد : حسین در کربلا حتی الامکان از جنگ پرهیز می کند و با این که در فرصتهایی می تواند ولی ابتکار عمل را بدست نمی گیرد .

مسلم بن عوسجه می گوید هفتم یا هشتم محرم با امام به بازدید خیمه ها رفته بودیم شمر را دیدم که در تیر رس بود به حسین (ع) گفتم اجازه میدهی او را بزنم ایشان فرمودند نه .

حسینجانی تاکید می کند : بنای حسین (ع) بر جنگ و کشتن نبود بلکه تمام حرف حاکمیت صلح و عقلانیت و اسلام اصیل در جامعه بود .

وی تصریح کرد : حسین (ع) یاد می دهد انسان یعنی گفتگو ،مکالمه ، مفاهمه نه جنگیدن و دیگری را از بین بردن چرا که جنگیدن صورت مساله را پاک کردن است .

* کربلا زاری نیست

حسینجانی در بخشی از شعرهای عاشورایی اش می گوید ˈ کربلا زاری نیست/ دین عزاداری نیست / مومن گریه به دست ذوالفقار تو کجاست ˈ .

وی اذعان می دارد : آنچه هم اکنون در جامعه ما و سایر جوامع است آیین عاشورایی نیست بلکه آیین سوگواری است .

به گفته وی ما فهم عاشورا و موضع گیری های امام ( ع ) را مورد بی توجهی قرار داده و در عوض به فرهنگ عوام پسندانه و سنتهای فرهنگی راحت در تکیه ها روی آورده ایم .

این پ‍‍ژوهشگر دینی با اشاره به گرایش به سوگواری صرف در تکیه ها، تعزیه ها، نوحه خوانی و عزاگرایی اظهار کرد : این کار به گونه ای است که انگار اصالت عاشورا بر می گردد به عزاداری .

حسینجانی در تشریح دلیل تاکید امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) بر عزاداری گفت : آن زمان کار ائمه تاکتیک بود نه استراتژی .

وی با بیان این که استراتژی عاشورا ظلم زدایی است یادآور شد : ائمه (ع) در آن برهه امکان دیگری نداشتند بنابر این می گفتند بعنوان اعتراض پرچم عزا آویزان کنید .

وی متذکر شد : حسین (ع)شهید نشد که ما بر سر خودمان بکوبیم ،قمه بزنیم ،گل به سر و کله مان بمالیم او شهید شد تا ببینیم چه باید بکنیم چه جور برنامه ریزی کنیم که توی سرمان نزنند ، صلاحیتمان و حیاتمان را از دست ندهیم و نگذاریم استثمارمان کنند .

این پژوهشگر مذهبی تصریح کرد : آیا امروز هم کار دیگری جز روضه خوانی نمی شود انجام داد .

حسینجانی این که مردم در عاشورا دور هم جمع شوند را حرکت جمعی خوبی خواند و متذکر شد : این که چه محتوایی به این جمع بدهیم بستگی به عقل و درایت ما دارد .

وی با بیان این که ابا عبدالله الحسین در کربلا نشان داد که تعداد مهم نیست بلکه ایمان و اعتقاد اهمیت دارد متذکر شد : عاشورا فراتر از پیروزی است و ما باید این را یاد بگیریم و نمی توانیم مگر به تعریف درست برسیم .

این شاعر عاشورایی در تعریف امر به معروف و نهی از منکر گفت : هرچه تعریف ما جهان شمول تر و همگانی تر باشد معروف های ما جهان شمول تر و انسانی تر خواهند شد .

وی متذکر شد : اگر معرفت ما از کربلا و عاشورا در حد یک آش پختن و قمه زدن باشد ، معروف ما نیز سطحی و غیر تاثیر گذار خواهند بود .

وی با بیان این که تعریف حسین (ع) عزت خواهی ، حق جویی ، ظلم ستیزی و احیا گری است تصریح کرد : حسین می خواست یک حکومت فاسد را تغییر دهد .

حسینجانی در خاتمه متذکر شد : بعنوان یک شیعه باید بکوشیم خودمان را به سمت حسین (ع) و شکوه ایشان بالا ببریم نه این که حسین (ع)را در حد خودمان پایین بیاوریم .